محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

127

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

سرش ، درست است و از اين‌روى شرط كرده‌اند كه حتما بايد پيرو اهل‌بيت عليهم السّلام باشد . اشاعره « 1 » مىگويند : ايمان تنها باور به دعوت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله نيست و عمل نيز شرط در آن است . كرّاميه « 2 » مىگويند : ايمان تنها به گفتن شهادتين است و هيچ يك از باور قلبى و عمل در آن شرط نيست . « 3 » به هر روى ايمان در اين خطبه به معناى راه رسيدن به خشنودى و بهشت خداوند است و شكى نيست كه اين هدف جز با انجام عمل صالح به دست نمىآيد . چنان‌كه خداوند فرمود : « اين همان بهشتى است كه به هريك از بندگان ما كه پرهيزگار باشند به ميراث مىدهيم . » « 4 » و نيز : « آيا پنداشتيد كه داخل بهشت مىشويد بىآنكه خداوند جهادگران و شكيبايان شما را معلوم بدارد . » « 5 » سپس امام عليه السّلام ، ايمان را به دو بخش تقسيم مىكند : ايمان اصيل و ريشه‌دار كه تا آخرين نفس با انسان است و ايمان عاريتى و متزلزل كه پيش از مرگ ، از آدمى رخت برمىبندد . از اين‌روى امام عليه السّلام سفارش مىدهد : ( فإذا

--> ( 1 ) . پيروان ابو الحسن على بن اسماعيل اشعرى كه به صفاتيه نيز شهرت دارند . آنان ، صفات خداوند از علم و قدرت و حيات و . . . را ازلى و قديم مىدانند . براى آگاهى بيشتر نك : الملل و النحل ، شهرستانى : 1 / 58 - 94 . ( 2 ) . پيروان ابو عبد اللّه محمد بن كرّام سجستانى ( د 225 هجرى ) كه از جمله اهل سنت و جماعت به شمار مىروند . آنان عقايدى در خداشناسى دارند كه به تشبيه و تجسيم خدا بسيار نزديك است . از اين‌روى به مجسمه معروف گشته‌اند . براى آگاهى بيشتر نك : زاد المعاد ، ابن القيم الجوزية : 3 / 566 ؛ نهاية الإرب للنويرى : 7 / 292 ؛ التّرغيب و التّرهيب للمنذرى : 1 / 434 ؛ الدّرر الكامنة : 2 / 71 و 72 ؛ لسان الميزان : 6 / 309 . ( 3 ) . امالى ، سيد مرتضى : 1 / 14 ؛ تفسير الميزان : 18 / 262 . ( 4 ) . تِلْكَ الْجَنَّةُ الَّتِي نُورِثُ مِنْ عِبادِنا مَنْ كانَ تَقِيًّا مريم / 19 : 63 . ( 5 ) . أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تَدْخُلُوا الْجَنَّةَ وَ لَمَّا يَعْلَمِ اللَّهُ الَّذِينَ جاهَدُوا مِنْكُمْ وَ يَعْلَمَ الصَّابِرِينَ آل عمران / 3 : 142 .